تبلیغات
ابراج التیسیر - خاطرات صفای باطن و گشودن درهای بسته

صفای باطن و گشودن درهای بسته:



در سال 82 که عمره مشرف شدم زائری در کاروان داشتیم به نام آقای علیزاده ، فردی مسن كه چندی پیش از سفر، عمل قلب داشته و از نظر جسمی ضعیف بود. قبل از سفر یكی از دوستانم به من گفت فلانی ( آقای علیزاده ) انسان پاک طینت و دارای صفای باطن و دوست داشتنی است .
در ایام اقامت مدینه، زائرین را برای معرفی اماکن اطراف حرم به مسجد غمامه بردیم. در سال های  گذشته جز ساعات نماز، مسجد غمامه بسته بود. عصر آن روز وقتی زائرین به مسجد رسیدند از خادم مسجد که به گمانم پاکستانی بود تقاضا کردم اجازه دهد زائرین وارد مسجد شوند و دو رکعت نماز تحییت بخوانند. هر هر چه با وی با زبان عربی صحبت نمودم و آمادگی مبلغی را بعنوان هدیه به وی داشتم اجازه نداد. پس از توضیحات روحانی، به زائرین اعلام کردم برگردیم. در همین اثناء دیدم درب مسجد باز شد .